قُرْآنَ الْعَظِیمَ

۳ مطلب در مهر ۱۳۹۷ ثبت شده است

يكشنبه, ۱۵ مهر ۱۳۹۷، ۰۹:۲۰ ب.ظ

پناه بردن به خدا

٭ عبارت « أَعُوذُ » به معنی « پناه میبرم » هفت بار در قرآن تکرار شده که در همه موارد پناه بردن به خدا مد نظر بوده است :

● قول موسی در جواب قومش هنگامی که فرمان خدا را به آنها ابلاغ کرد که گاوی را ذبح کنند و قومش گفتند آیا ما را مسخره میکنی : « پناه مى ‏برم به خدا که از جاهلان باشم »

● گفتار نوح پس از رد درخواست آمرزش پسرش از سوی خداوند : « پروردگارا من به تو پناه مى ‏برم که از تو چیزى بخواهم که بدان علم ندارم »

● قول مریم هنگامیکه جبرئیل بصورت انسانی بر او ظاهر شد : « از تو به خداى رحمان پناه مى‏ برم »

سفارش خداوند به پیامبر : « بگو پروردگارا از وسوسه ‏هاى شیطانها به تو پناه مى ‏برم »

سفارش خداوند به پیامبر : « و پروردگارا به تو پناه مى ‏برم از اینکه (شیاطین) به پیش من حاضر شوند »

سفارش خداوند به پیامبر : « بگو پناه مى ‏برم به پروردگار سپیده دم »

سفارش خداوند به پیامبر : « بگو پناه مى ‏برم به پروردگار مردم »

 

٭ در چهار مورد خداوند با عبارت « فَاسْتَعِذْ » به پیامبر امر کرده که به او پناه ببرد :

« و اگر از شیطان وسوسه ‏اى به تو رسد به خدا پناه ببر زیرا که او شنواى داناست »

« پس چون قرآن مى ‏خوانى از شیطان مطرود به خدا پناه بر »

در حقیقت آنان که در باره نشانه‏ هاى خدا بى ‏آنکه حجتى برایشان آمده باشد به مجادله بر مى‏ خیزند در دلهایشان جز بزرگنمایى نیست آنان به آن نخواهند رسید پس به خدا پناه جوى زیرا او خود شنواى بیناست

و اگر وسوسه ای از شیطان به تو رسید ، پس به خدا پناه ببر که او خود شنوای داناست.

 

٭ دو مورد عبارت « عُذْتُ » به معنی « پناه بردم یا پناه برده ام یا پناه میبرم»  آمده که هر دو مورد از قول موسی در مواجه شدن با فرعونیان است :

و موسى گفت من از هر متکبرى که به روز حساب عقیده ندارد به پروردگار خود و پروردگار شما پناه برده‏ ام

و من به پروردگار خود و پروردگار شما پناه مى ‏برم از اینکه مرا سنگباران کنید

 

٭ عبارت « مَعَاذَ » به معنی «پناه بردن» دو بار در قران آمده که هر دو بار از قول حضرت یوسف میباشد یکی در مواجه با در خواست ذلیخا و بار دوم هنگامیکه برادرانش به او گفتند که یکی از آنها را به جای بنیامین نزد خود نگه دارد :

« و آن که وى در خانه ‏اش بود خواست از او کام گیرد و درها را چفت کرد و گفت بیا که از آن توام گفت پناه بر خدا او آقاى من است به من جاى نیکو داده است قطعا ستمکاران رستگار نمى ‏شوند »

« گفت پناه به خدا که جز آن کس را که کالاى خود را نزد وى یافته ‏ایم بازداشت کنیم زیرا در آن صورت قطعا ستمکار خواهیم بود »

 

٭ عبارت « أُعِیذُ » به معنی « پناه دادم یا در پناه قرار دادم » یکبار در قرآن از قول مادر مریم پس از بدنیا آمدنش نقل شده است:

« و من نامش را مریم نهادم و او و فرزندانش را از شیطان رانده ‏شده به تو پناه مى ‏دهم »

 

٭ در یک مورد پناه بردن انسان به جن با عبارت « یَعُوذُونَ » آمده است که این پناه بردن نتیجه ای جز افزایش گمراهی و طغیان برای انسان به همراه ندارد:

« و مردانى از آدمیان به مردانى از جن پناه مى ‏بردند و بر سرکشى آنها مى ‏افزودند »

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ مهر ۹۷ ، ۲۱:۲۰
چهارشنبه, ۱۱ مهر ۱۳۹۷، ۰۲:۱۰ ب.ظ

لَا یَسْتَوِی

یکی از عباراتی که در قرآن جلب توجه میکند فعل « یَسْتَوِی » یا مشتقات آن است . این عبارت به معنی یکسان و برابر بودن است که البته در قرآن عموما بصورت نفی و یا سئوالی به معنی « یکسان و مساوی نیستند » مورد استفاده قرار گرفته و بیشتر به جهت مثال زدن بکار برده شده است :

  مجاهدین با کسانیکه خانه نشینند یکسان نیستند

  پلید و پاک یکسان نیست

  نابینا و بینا یکسان نیستند

  گنک و شنوا یکسان نیستند

   دریای شور و شیرین یکسان نیست

  فردی که لال و سربار دیگران است با کسیکه به عدل فرمان میدهد و در راه درست است یکسان نیست

  زندگان با مردگان برابر نیستند

  کسانیکه میدانند با کسانیکه نمی دانند یکسان نیستند

  مردی که چند ارباب دارد با فردی که تنها از یک نفر فرمان میبرد یکسان نیست

  کسیکه عمل صالح انجام میدهد با بدکار برابر نیست

  کسیانیکه قبل از فتح و پیروزی انفاق و جهاد کرده با کسانیکه بعد از آن انفاق و جهاد کردند برابر نیستند

  دوزخیان با بهشتیان یکسان نیستند

  ظلمات و نور برابر نیست

  نیکی با بدی یکسان نیست

 

آیاتی که این عبارت در آنها بکار برده شده  در واقع به حدود بالایی و پایینی برخی پدیده ها اشاره میکند که درک آنها برای همه آسان است و در نتیجه میتوان از این موارد به عنوان اصول و بدیهیات برای اثبات سایر امور که بین این دو حد قرار میگیرند استفاده کرد.

این آیات در واقع ردی است بر نظریه برخی افراد که همه امور از جمله خوبی و بدی را نسبی میدانند . چرا که برای انسان با فیزیک خاص خودش به طور قطع و یقین نور از ظلمت و بینایی از کور بودن بهتر است .

در واقع این نوع مقایسه یک روش بسیار مفید ، کاربردی و آسان ، برای بیدار کردن و رشد اندیشه در انسان است تا فرد بتواند  با تکیه بر امور بدیهی و استفاده از آنها به عنوان اصول ، میزان دوری یا نزدیکی سایر امور به یکی از این حدود بالایی یا پایینی  را تعیین کند .

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ مهر ۹۷ ، ۱۴:۱۰
چهارشنبه, ۴ مهر ۱۳۹۷، ۰۹:۴۵ ب.ظ

سَخَّرَ لَکُمُ

یکی از عبارات قابل تامل در قرآن عبارت « سَخَّرَ لَکُمُ » می باشد این فعل به معنی مُسَخَّر کردن ، رام کردن ، در خدمت آوردن ، کار بی مزد کردن ، خوار و زبون کردن می باشد . آیاتی که این فعل در آنها بکار برده شده را میتوان به دو دسته تقسیم کرد : دسته اول آیاتی است که خداوند در آنها پدیده هایی را نام میبرد که در تسخیر خداوند است مانند خورشید ، ماه و ستارگان :

  و خورشید و ماه و ستارگان به فرمان او مسخر شده ‏اند 

  خدا کسى است که آسمانها را بدون ستونهایى که آنها را ببینید برافراشت آنگاه بر عرش استیلا یافت و خورشید و ماه را مسخر گردانید

  و اگر از ایشان بپرسى چه کسى آسمانها و زمین را آفریده و خورشید و ماه را مسخر کرده ‏حتما خواهند گفت الله

  آیا ندیده‏اى که خدا شب را در روز درمى ‏آورد و روز را در شب درمى‏ آورد و آفتاب و ماه را تسخیر کرده [که] هر یک تا وقت معلومى روانند

  آسمانها و زمین را به حق آفرید شب را به روز درمى‏پیچد و روز را به شب درمى‏پیچد و آفتاب و ماه را تسخیر کرد هر کدام تا مدتى معین روانند

  و ستارگان به فرمان او مسخر شده‏ اند مسلما در این براى مردمى که تعقل مى‏کنند نشانه‏ هاست

دسته دوم آیاتی هستند که خداوند در آنها به پدیده هایی اشاره میکند که آنها را برای انسان رام کرده و در خدمت انسانها قرار داده است :

  و کشتى را براى شما رام گردانید تا به فرمان او در دریا روان شود و رودها را براى شما مسخر کرد

  و اوست کسى که دریا را مسخر گردانید تا از آن گوشت تازه بخورید و زیورهایی که آن را مى‏پوشید از آن بیرون آورید

  و کوهها و پرندگان را با داوود مسخر ساختیم و پرندگان به نیایش واداشتیم

  و شتران فربه را براى شما از شعایر خدا قرار دادیم ... این گونه آنها را براى شما رام کردیم امید که شکرگزار باشید

  ما کوهها را با او [داود] مسخر ساختیم [که] شامگاهان و بامدادان خداوند را نیایش مى‏کردند

  پس باد را در مسخر او [سلیمان] قرار دادیم که هر جا تصمیم مى‏گرفت به فرمان او نرم روان مى‏شد

  تا بر پشت آن[چهارپایان] قرار گیرید پس چون بر آن برنشستید نعمت پروردگار خود را یاد کنید و بگویید پاک است کسى که این را براى ما رام کرد و ما را یاراى آن نبود

  خدا همان کسى است که دریا را برای شما رام گردانید تا کشتیها در آن به فرمانش روان شوند

  آیا ندیده ‏اى که خدا آنچه را در زمین است را مسخر شما گردانید

  شب و روز و خورشید و ماه را براى شما رام گردانید

  و خورشید و ماه را که پیوسته روانند براى شما رام گردانید و شب و روز را مسخر شما ساخت

  آیا ندانسته ‏اید که خدا آنچه را که در آسمانها و آنچه را که در زمین است مسخر شما ساخته

  و آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمین است مسخر شما قرار داد

 

با دقت در آیاتی که در آنها عبارت « سَخَّرَ لَکُمُ » بکار رفته علاوه بر اینکه به جایگاه ویژه انسان در عالم هستی پی میبریم نکته بسیار مهم دیگری آشکار میشود :

نکته این است که بعضی از موارد گفته شده به نحوی محقق شده و برای ما قابل درک است از قبیل تسلط انسان بر کشتی ها، دریاها ، حیوانات اهلی، رودخانه ها و برخی از آنچه در زمین است .اما در چند آیه آخری خداوند به حقیقتی بزرگ اشاره میکند که هنوز محقق نشده و از جمله پیشگویی های قرآن است .

در واقع طبق فرمایش قرآن هر آنچه در آسمانهای هفت گانه و زمین وجود دارد برای انسان قابل دست یابی ، قابل بهره برداری ، فرمانپذیر ، قابل شناخت ، قابل سیر مادی و معنوی می باشد. اما در مقطع زمانی کنونی که تکنولوژی در اوج خود میباشد هنوز انسان حتی نتوانسته به نزدیکترین سیارات هم مسافرت کند تا چه رسد به آنچه در آسمان و زمین است .

انسان مقهور و مغلوب بسیاری از حوادث طبیعی می باشد چه رسد به اینکه خورشید و ماه را در خدمت خود در آورد. از این آیه میتوان فهمید که چه جایگاه عظیمی در انتظار انسان است ولی انسانها به این جایگاه توجهی ندارند .

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مهر ۹۷ ، ۲۱:۴۵